شهر قصه
نقطه ورود به سینما و ادامه مسیر از تئاتر به تصویر.
از صحنهٔ تئاتر تا نیمقرن حضور در سینما و تلویزیون؛ روایت زندگی هنری بازیگری آرام، متین و ماندگار در هنر ایران.
محمد ساداتابهری ــ که عموم مخاطبان او را با نام «محمد ابهری» میشناسند ــ یکی از چهرههای آرام، متین و ماندگار هنر بازیگری در ایران است. او در ۱۱ آبان ۱۳۱۷ در تهران به دنیا آمد و از همان سالهای جوانی، به جای دنبال کردن مسیرهای رایج شغلی، جذب جهان نمایش شد؛ جهانی که در آن اصالت بازیگری، تمرین بدنی، بیان، و پژوهش نقش مهمتری از شهرت داشت. ابهری از نخستین نسل هنرمندانی است که پیش از ورود به سینما، در تئاتر رشد کردند و شخصیت هنریشان را روی صحنه ساختند.
ورود او به عرصه هنر از تئاتر آغاز شد؛ رسانهای که همیشه آن را خانهٔ اصلی خود میدانست. در دهه ۱۳۴۰، زمانی که تئاتر ایران قدم در مسیر حرفهای شدن گذاشته بود، ابهری نیز پس از گذراندن دورههای آموزشی، وارد فعالیت جدی شد و به گروههای معتبر آن دوران پیوست.
مهمترین نقطهٔ آغاز او همکاری با گروه هنر ملی بود؛ گروهی به سرپرستی هنرمندان بزرگی چون عباس جوانمرد و نویسندگان صاحبنامی مانند بهرام بیضایی. بازی در نمایشهایی چون «میراث» و «ضیافت» به کارگردانی بیضایی، در سال ۱۳۴۶، نخستین تجربههای مهم او روی صحنه بود و توانست مهارتهایش را در بیان، حرکت و درک نقش به مرحلهای تازه برساند. این سالها، سالهایی بودند که ابهری با نظم و پشتکار خاصی، روزهایش را به تمرین و شبهایش را به اجرا سپری میکرد و قدمبهقدم مسیر بازیگری حرفهای را طی میکرد.
این پشتوانهٔ تئاتری باعث شد که چند سال بعد، در دهه ۱۳۵۰، راه او به سینما باز شود. نخستین تجربه سینماییاش حضور در فیلم «شهر قصه» در سال ۱۳۵۲ بود؛ فیلمی که برگرفته از اثر مشهور بیژن مفید بود و حضور در آن برای ابهری نوعی استمرار طبیعی فعالیتهای هنریاش محسوب میشد.
او بدون آنکه به دنبال نقشهای پرهیاهو باشد، با همان آرامش همیشگیاش وارد سینما شد و خیلی زود به دلیل صداقت در بازی، رفتار حرفهای و تسلط بر نقش، توجه فیلمسازان را جلب کرد.
پس از انقلاب نیز مسیر او با قدرت ادامه پیدا کرد. در سالهای دهه ۱۳۶۰ و ۷۰، سینمای ایران وارد دورهٔ تازهای از رشد شد و تلویزیون نیز سریالهای پرمخاطب تولید میکرد. محمد ابهری در این دوران در آثار مختلفی حضور یافت؛ از فیلمهای مهمی چون «مادر» و «دلشدگان» گرفته تا آثار تلویزیونی ماندگاری مانند «سربداران»، «کوچک جنگلی»، «بوعلی سینا»، «سوختهدلان»، «آپارتمان» و بسیاری دیگر.
او از معدود بازیگرانی بود که هم در نقشهای کوتاه و هم در نقشهای مکمل طولانی توانایی برجستهای نشان میداد. شخصیتهایی که او بازی میکرد اغلب پدران، معلمان، افراد سالخورده یا شخصیتهای فرهیختهای بودند که نیاز به بازی دقیق، ظریف و کماغراق داشتند.
در دهه ۱۳۸۰ حضور او با سریال «مدار صفر درجه» دوباره به اوج رسید. هرچند نقش او در این اثر کوتاه بود، اما کیفیت کار و حضورش در کنار گروهی از بهترین بازیگران آن دوره، بار دیگر جایگاه او را یادآور شد. ابهری هیچگاه بازیگر پرمصاحبه یا حاشیهسازی نبود. او از آن دسته هنرمندانیست که معتقدند کار هنرمند روی صحنه و مقابل دوربین است، نه در رسانهها.
کیفیت و صداقتی که در بازیهایش دیده میشود، او را به یکی از چهرههای محترم و ماندگار هنر ایران تبدیل کرده است.
نقطه ورود به سینما و ادامه مسیر از تئاتر به تصویر.
یکی از آثار مهم سینمای ایران که در حافظه مخاطبان باقی مانده است.
حضور در فضایی سینمایی و فرهنگی با حالوهوایی ماندگار.
نمونهای از حضور در مجموعههای تاریخی و تلویزیونی.
ادامه نقشآفرینی در آثار تاریخی و شخصیتمحور.
یکی از آثار شاخص تلویزیونی که نسل جدیدتری از مخاطبان با آن همراه شد.
نمونهای از حضور در مجموعههای تاریخی و پرمخاطب تلویزیون.
ادامه نقشآفرینی در روایتهای تلویزیونی با حالوهوای درام ایرانی.
یکی از مجموعههایی که نام او را برای مخاطبان تلویزیون آشناتر کرد.
با گذر زمان و بالا رفتن سن، حضور او کمتر شد. خودش بارها گفته بود که توان جسمیاش دیگر با شرایط سخت فیلمبرداری سازگار نیست و نمیخواهد نقشی را بپذیرد که از کیفیت کارش بکاهد. با این حال، احترام جامعه هنری به او هیچگاه کم نشد. در سالهای اخیر در مراسم «یادگار هنر»، از پنجاه سال حضور مؤثر او در عرصهٔ تئاتر، سینما و تلویزیون تقدیر شد؛ مراسمی که نشان داد نسلهای مختلف هنرمندان، او را به عنوان یک چهرهٔ اخلاقمدار، حرفهای و ارزشمند میشناسند.
کارنامهٔ محمد ابهری شاید پر از نقشهای بزرگ و تیترهای مطبوعاتی نباشد، اما کیفیت و صداقتی که در بازیهایش دیده میشود، او را به یکی از چهرههای محترم و ماندگار هنر ایران تبدیل کرده است. او نمونهٔ بازیگری است که مسیرش را با تئاتر آغاز کرد، با سینما و تلویزیون ادامه داد، و در همهٔ این سالها، بدون ادعا و جنجال، تنها به کار خود وفادار ماند.